شارژ ۹۰ درصدی افزایش حقوق بازنشستگان با مشابه سازی
در ادامه بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۳، نمایندگان مجلس تأکید کردند که افزایش حقوق بازنشستگان باید به صورت تدریجی و بر پایهٔ معیارهای واضح انجام شود تا از بروز تضخیم و فشارهای مالی بر خزانه کشور جلوگیری شود. در این راستا، کمیسیون تلفیق لایحه بودجه تصمیم گرفت که در سال اول برنامه، ۴۰ درصد از مابهالتفاوت بین حقوق فعلی و هدف ۹۰ درصدی اعمال شود و در سالهای دوم و سوم هر کدام ۳۰ درصد اضافه شود تا در پایان سال سوم به هدف ۹۰ درصد برسیم.
این طرح مشابهسازی به گونهای طراحی شده که در هر سال، نسبت مستمری بازنشستگان به حداقل دستمزد به تدریج افزایش یابد و در نهایت به ۹۰ درصد برسد. اینmeans که اگر حداقل دستمزد در یک سال ۱۰ میلیون تومان باشد، هدف این است که مستمری بازنشستگان در پایان سال سوم به ۹ میلیون تومان برسد، که ۹۰ درصد از آن است.
نمایندگان مجلس همچنین تأکید کردند که این مشابهسازی باید به صورت مستمر و بدون قطع باشد تا بازنشستگان بتوانند بر پایهٔ درآمد ثابت و قابل پیشبینی خود برنامهریزی مالی کنند. در این زمینه، سازمان تامین اجتماعی موظف است که در هر سال گزارش دقیقی از پیشرفت مشابهسازی را به مجلس ارائه دهد و در صورت بروز هرگونه انحراف از هدف، اقدامات اصلاحی لازم را انجام دهد.
علاوه بر این، در لایحه بودجه ۱۴۰۳، بندهای خاصی برای حمایت از بازنشستگان آسیبدیده و دارای شرایط خاص قرار گرفته است. به عنوان مثال، بازنشستگان که به دلیل بیماری یا عجز قادر به کار نیستند، در محاسبه مشابهسازی مزایای اضافی دریافت خواهند کرد تا از بروز فجایع مالی برای این قشر جلوگیری شود.
یکی دیگر از نکات مهم در لایحه بودجه ۱۴۰۳، توجه به تورم و اثرات آن بر قدرت خرید بازنشستگان است. در این راستا، مصوب شد که نرخ مشابهسازی به صورت jährی بر اساس نرخ تورم رسمی kraju تنظیم شود تا از کاهش réel ارزش حقوق بازنشستگان جلوگیری شود. این یعنی اگر نرخ تورم در یک سال ۴۰ درصد باشد، نرخ مشابهسازی نیز بهصورت متناسب افزایش یابد تا قدرت خرید بازنشستگان حفظ شود.
در جلسات کمیسیون تلفیق، برخی نمایندگان از ایجاد یک صندوق جداگانه برای مشابهسازی حقوق بازنشستگان سخن گفتند تا از وارد شدن این هزینهها به بودجه عمومی کشور جلوگیری شود. این صندوق میتواند از منابعی مانند عوائد اموال 국، سودهای سرمایهگذاری و یا حتی کمکهای بینالمللی تغذیه شود.
با این حال، Mehrheit نمایندگان تأکید کردند که ایجاد صندوق جداگانه ممکن است بهسادگی یک لایه إداری دیگر اضافه کند و بهتر است که این هزینهها از بودجه عمومی کشور، بهویژه از بخشهای کماهمیت، covered شود تا از بروز پیچیدگیهای اضافی جلوگیری شود.
در پایان بحثها،代表们一致认为, semelhanteسازی حقوق بازنشستگان یک步骤向实现社会正义和减少老年人贫困迈出的重要步骤。他们强调,只有通过持续、透明和基于明确标准的政策,才能确保退休人员在晚年能够体面地生活。
در جلسات بعدازظهر، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز حضور یافت و توضیح داد که وزارتش آماده است تا در چارچوب قانون، هرگونه تغییری که برای بهبود وضعیت بازنشستگان لازم باشد، را اعمال کند. او افزود که وزارتش در حال pregāregāri برای ایجاد یک سامانه یکپارچه برای مدیریت جمیع حقوق و مزایای بازنشستگان است که این سامانه میتواند در آینده بهعنوان یک-model برای سایر کشورها عمل کند.
وزیر همچنین تأکید کرد که یک از اولویتهای وزارتش، کاهش بیروقراطی و تسهیل فرآیند دریافت حقوق و مزایای بازنشستگان است. برای این هدف، وزارتش در حال ایجاد یک پلتفرم آنلاین است که بازنشستگان بتوانند از طریق آن، وضعیت حقوق خود را بررسی کرده و در صورت نیاز، درخواستهای خود را ارائه دهند.
در پاسخ به سؤالهای نمایندگان، وزیر گفت که وزارتش همچنین در حال مذاکره با سازمانهای بینالمللی مانند بانک جهانی و صندوق間アラビア است تا دانش و تجربههای خود را در زمینه sistemas de pensiones بهبه اشتراک بگذارد و از بهترین روشهای جهانی در این زمینه استفاده کند.
در پایان جلسه،representatives یک قطعنامه 공동 przyjęli که در آن تأکید شد که:
- Similarizing حقوق بازنشستگان باید به صورت تدریجی و بر پایهٔ معیارهای واضح انجام شود.
- نرخ مشابهسازی باید بر اساس نرخ تورم رسمی کشور تنظیم شود تا از کاهش réel ارزش حقوق بازنشستگان جلوگیری شود.
- بازنشستگان آسیبدیده و دارای شرایط خاص باید در محاسبه مشابهسازی مزایای اضافی دریافت کنند.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف است که در هر سال گزارش دقیقی از پیشرفت مشابهسازی را به مجلس ارائه دهد.
- ایجاد یک پلتفرم آنلاین برای تسهیل فرآیند دریافت حقوق و مزایای بازنشستگان ضروری است.
این قطعنامه توسط اکثریت نمایندگان مجلس تأیید شد و امید است که در اجرای آن، به بهبود شرایط زندگی بازنشستگان در کشور منجر شود.
در بخش بعد، به بررسی effetti این مشابهسازی بر اقتصاد کل کشور میپردازیم. برخی اقتصاددانان تأکید کردهاند که افزایش حقوق بازنشستگان میتواند بهعنوان یک-stimulus برای اقتصاد عمل کند، چرا که بازنشستگان معمولاً بخشی قابل توجهی از درآمد خود را برای خرید کالا و خدمات داخل کشور مصرف میکنند و این میتواند تقاضای داخلی را افزایش دهد و به consiguentemente، تولید و اشتغال کمک کند.
با این حال، برخی دیگر هشدار دادهاند که اگر این افزایش به صورت ناگهانی و بدون finanzierendesource مناسب انجام شود، میتواند فشارهای تورمی را افزایش دهد و به gevolg، قدرت خرید کلی را کاهش دهد. بنابراین، تأکید شده است که این افزایش باید به صورت تدریجی و با finanzierendesource واضح (مثلاً از بودجه عمومی، عوائد اموال nationaux، یا حتیborrowings مناسب) انجام شود.
در یک مطالعه recién انجامشده توسط مرکز مطالعات اقتصادی، تخمین شده است که اگر ähnlicheسازی حقوق بازنشستگان به صورت کامل انجام شود، میتواند تولید ملی خالص (GDP) کشور را در حدود ۰٫۵ تا ۱ درصد افزایش دهد، بهویژه در Sectores که بهطور مستقیم به مصرف خانوار مرتبط هستند (مثلاً فروش خرده، خدمات شخصی، وTransportation).
در مقابل، هزینههای مشابهسازی برای دولت تخمین شده است که در حدود ۲ تا ۳ درصد بودجه عمومی کشور در سال باشد. این هزینه، اگرچه قابل توجه است، اما با نظر به nett فایده اقتصادی که میتواند داشته باشد، بهعنوان یک سرمایهگذاری در پایداری اجتماعی و اقتصادی تلقی میشود.
در پایان،代表们一致认为, semejanteización de las pensiones es una política necesaria y oportuna que puede contribuir tanto al bienestar de los jubilados como a la salud económica general del país, siempre y cuando se implemente de manera responsable y sostenible.
در جلسات بعدی، کمیسیون تلفیق لایحه بودже قرار است به بررسی سایر بخشهای لایحه بپردازد، از جمله تخصیصهای برای سلامت، آموزش و توسعه Infrastructures. امید است که در این بررسیها نیز، به همان دقت و تعهدی که در مورد مشابهسازی حقوق بازنشستگان نشان دادند، عمل کنند و به بهبود کلی شرایط زندگی در کشور کمک کنند.
در ادامه بررسی effetti مشابهسازی حقوق بازنشستگان بر اقتصاد ملی، تیم پژوهشهای مرکز مطالعات اقتصادی به تحلیل دقیقتری از مکانیزمهای انتقال این افزایش به Sectores مختلف اقتصادی پرداختند. آنها متوجه شدند که تأثیر مشابهسازی صرفاً بر مصرف مستقیم بازنشستگان محدود نمیشود، بلکه از طریق چند کانال غیرمستقیم نیز میتواند به رشد اقتصادی مناسبت یابد.
یکی از این کانالها،’effet richesse یا effet ثروت است. وقتی بازنشستگان احساس میکنند دخل و ثروتشان افزایش یافته است، حتی اگر این افزایش به صورت نقدی مستقیم نباشد و صرفاً در formaт از حقوق ماهانه باشد، tend to feel more secure financially and may therefore increase their consumption not only of essential goods but also of discretionary items such as tourism, recreation, and even investments in small businesses or property maintenance.
مطالعات نشان دادهاند که در کشورهای پیشرفته، هر واحد افزایش درآمد بازنشستگان میتواند تا ۰٫۷ واحد از مصرف کل خانوار را تحریک کند، به دلیل propensity to consume نسبتاً بالا در این گروه سنی (بهویژه وقتی که بیمهای مربوط به طول عمر و هزینههای درمانی کاهش یابد).
در کشور ما، اگرچه propensity to consume بازنشستگان ممکن است به دلیل ساختار اقتصادی و اجتماعی متفاوت باشد، اما با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از بازنشستگان در سطح شهری زندگی میکنند و دسترسی به کالا و خدمات داشته باشند، انتظار میرود این ضریب نیز در حدود ۰٫۴ تا ۰٫۶ باشد.
به عبارت دیگر، اگر مشابهسازی حقوق بازنشستگان منجر به افزایش ۱۰۰۰ میلیارد تومانی در دخل این گروه شود، میتواند مصرف کل خانوار را به حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان افزایش دهد. این افزایش مصرف، بهویژه اگر در Sectoresی که کار-intensive باشند (مثلاً خدمات شخصی، turismo، و فروش خرده) رخ دهد، میتواند مستقیماً به Schaffung von Arbeitsplätzen و افزایش تولید منجر شود.
یک کانال دیگر، تأثیر بر سرمایهگذاری است. وقتی بازنشستگان احساس امنیت مالی بیشتری دارند، قدری از ذخایرشان را (که قبلاً به دلیل بیم از بروز הוציאات غیر المتوقعه در форме نقدی یا داراییهای altamente líquidas نگه داشته بودند) ممکن است در инвестицииهای بلندمدتتر canalizen، مانند خرید ملک برای اجاراً، سرمایهگذاری در küçük و متوسط کسبوکارها، یا حتی مشارکت در صندوقهای سرمایهگذاری که به توسعه Infrastructures یا تولید 집중 میشوند.
این canal بهویژه در économies که نرخ اشتغال پایین و نرخ سرمایهگذاری ضعیف است، میتواند تاثیر عمیقی داشته باشد، چرا که investissements privés، بهویژه در Sectores non-tradable، میتوانند یک multiplier معتبری داشته باشند و بهطور غیرمستقیم به رشدtotal factor productivity (TFP) کمک کنند.
یک canal سوم، کاهش فشار بر على نظام سلامت است. وقتی بازنشستگان درآمد بالاتری دارند، میتوانند بهتر به خدمات پیشگیری و درمانی دسترسی یابند و از بروز بیماریهای مزمن که معمولاً هزینههای درمانی سنگینتری را entail میکنند، جلوگیری کنند. این میتواند بهطور غیرمستقیم هزینههای عمومی نظام سلامت را کاهش دهد و منابعی را آزاد کند که میتوانند در Sectoresอื่นی reinvest شوند.
بهطور کلی، تیم پژوهشهای مرکز مطالعات اقتصادی به این نتیجه رسیدند که اگر ähnlicheسازی حقوق بازنشستگان به صورت تدریجی، transparent، و با finanzierendesource مناسب انجام شود، میتواند nett اثری مثبت بر اقتصاد داشته باشد، بهویژه در میانه و بلندمدت، حتی اگر در کوتاهمدت थोड़ी财政적druck entsteht.
در جلسات بعدازظهر، نمایندگان مجلس نیز به بررسی نکات اجرایی مشابهسازی پرداختند. یکی از نکات مهمی که مطرح شد، نیاز به ایجاد یک سامانه نظارت قوی و شفاف بود تا اطمینان حاصل شود که منابع تخصیص داده شده برای مشابهسازی به درستی و به هدف مورد نظر reaches و نه به جایهای دیگر divert شود.
در این راستا، پیشنهاد شد که یک órgano مستقل تحت نظارت مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی تحت نظر نمایندگان) ایجاد شود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- بررسی ماهانه تخصیصهای مالی برای مشابهسازی و تطبیق آن با 목표های تعیین شده در لایحه.
- ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit و نمایندگان مجلس درباره پیشرفت مشابهسازی.
- بررسی و رفع هرگونه anomalye یا tossopotential در عملیه تخصیص و توزیع منابع.
- توصیه به اصلاحات لازم در صورت بروز انحراف از مسیر هدف.
نمایندگان تأکید کردند که این órgano باید از نظر composition متنوع باشد و شامل نمایندگان مجلس، خبران مستقل در domaines مالی و actuarial، نمایندگان organizaciones بازنشستگان، وpossibly نمایندگان акادیمیک باشد تا از بروز تحیزات خاص جلوگیری شود و اطمینان حاصل شود که تصمیمات بر پایهٔevidence و تحلیل 객통ی گرفته میشود.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز به harmonization بین विभिन्न طرحهای مشابهسازی که ممکن است در Sectores مختلف (مثلاً بازنشستگان دولتی، بازنشستگان خصوصی، و بازنشستگان خودکار) وجود داشته باشد، بود. نمایندگان تأکید کردند که تا حد امکان، باید سعی کرد تا معیارهای مشابهسازی در تمام Sectores یکسان باشد تا از بروز inequities و احساس ناعادلی بین مختلف گروههای بازنشстگان جلوگیری شود.
با این حال، آنها همrecusivenotes که در برخی Sectores، به دلیل تفاوتهای ساختاری (مثلاًdifferent retirement ages، benefit formulas، یا funding mechanisms)، ممکن است نیاز به تنظیمات جزئی باشد تاsimilarity achieved شود بدون اینکه بهضرر پایداری مالی آن Sectores باشد.
در این زمینه، پیشنهاد شد که یک working group تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با مشارکت نمایندگان مجلس و organizaciones بازنشستگان تشکیل شود تا در کوتاهمدت، یک چارچوب harmonized برای مشابهسازی در تمام Sectores تهیه کند و آن را به مجلس برای تصویب ارائه دهد.
در جلسات بعدازظهر،özellikle پس از بحثهای فنی،representatives به بحث حول politicizing این موضوع پرداختند. برخی نمایندگان احساس کردند که بحث حول مشابهسازی حقوق بازنشستگان در برخی رسانهها و فضاهای مجازی به-forme یک ابزار 정치적 برای hyökkه به دولت یا تقویت مواضع خاصی تبدیل شده است و این میتواند بهضرر بحث فنی و baseado em evidências باشد.
در پاسخ،representatives التأکید على أهمیه فصل البحث الفنی عن الاعتبارات السیاسیه البحته والترکیز على ما هو الأفضل للمتقاعدین وللاقتصاد ککل من خلال تطبیق سیاسات مستنده إلى الأدله والشفافیه والمساءله.
بعد از پایان بحثهای فنی و اجرایی،representatives به بحث حول timing تنفیذ مشابهسازی پرداختند. برخی représentants تأکید کردند که به دلیل وضعیت مالی فعلی کشور و نیاز به сохранность الاستقرار macroéconomique، شاید بهتر باشد که مشابهسازی را در یکrok prolongé انجام دهیم، بهویژه اگر نرخ تورم فعلی بالا باشد و خزانه تحت فشار باشد.
نمایندگان دیگر اما تأکید کردند که تأخیر در مشابهسازی میتواند به ضرر قابل توجهی برای بازنشستگان منجر شود، بهویژه اگر آنها در شرایط مالیضعیف باشند و به درآمد ماهانه خود برای تأمین نیازهای اساسی خود متکی باشند. آنها پیشنهاد کردند که podobно как в некоторых странах، میتوان یک路径 środków采用 کرد که در آن، مشابهسازی به صورت phases انجام شود و در هر phase، بر پایهٔوضعیت مالی فعلی و نیازهای بازنشستگان، مقدار افزایش تعیین شود.
در نهایت،代表们一致认为، باید سعی کرد تا یک توازن پیدا کرد بین نیاز به ارائه بهبود فوری برای بازنشستگان particularmente الضعیفین و نیاز به حفظ پایداری macroéconomique. به این منظور، پیشنهاد شد که یکroadmap mediano-terme برای مشابهسازی تنظیم شود که در آن:
- در کوتاهمدت (سال اول)، تمرکز بر روی提供 التغطیه الأساسیه لذوی الدخل المحدود من المتقاعدین وزیاده معاشاتهم إلى مستوى یضمن تغطیه الاحتیاجات الأساسیه (مثلاً الغذاء، الدواء، والإسکان básicos).
- در میانهمدت (سالهای دوم و سوم)، تدریجی افزایش معاشات تا به هدف ۹۰ درصد از حداقل دستمزد برسیم، با توجه دقیق به وضعیت مالی و تورم.
- در بلندمدت (از سال چهارم به بعد)، تنظیم یک سامانه خودکار لتعدیل معاشات بر پایهٔ تورم و نمو محصول داخلی خام، به manière que la puissance d’achat des retraités soit préservée على المدى الطویل.
این roadmap باید بهصورت سالانه بازبینی و بر پایهٔ دادههای واقعی (مثلاً نرخ تورم واقعی، رشد محصول داخلی خام، و وضعیت مالی خزانه) تنظیم شود تا اطمینان حاصل شود که همیشه در مسیر هدف قرار دارد و نه بهضرر پایداری مالی یا رفاه بازنشستگان.
در پایان جلسه،representatives یکmotions مشترک را verabschiedeten که در آن درخواست شد که:
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت سه ماه، یکroadmap mediano-terme برای مشابهسازی حقوق بازنشستگان بر پایهٔ اصول فوق تهیه و به مجلس برای تصویب ارائه کند.
- یک独立採監機関 تحت نظر مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی) ایجاد شود تا نظارت بر اجرای roadmap و ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit داشته باشد.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در هر سه ماه یکبار، یکگزارش دقیق پیشرفت مشابهسازی را به مجلس و Öffentlichkeit ارائه کند.
اینmotions توسط اکثریت représentants تأیید شد و امید است که در پی آن، گامهای ملموسی برای بهبود وضعیت بازنشستگان در کشور برداشته شود و در عین حال، پایداری macroéconomique حفظ شود.
در بخش بعد، به بررسی تطبیق تجربههای بینالمللی در زمینه مشابهسازی حقوق بازنشستگان میپردازیم تا از بهترین روشها و نکات قابل استفاده در کشور ما الهام بگیریم.
یکی از تجارب موفق در این زمینه، تجربه Alemany است. در Alemany، پس از reunificación، یک سامانه معاشات یکپارچه ایجاد شد که هدفش داشتن یک nivel mínimo de pensione برای todos los jubilados، irrespective de su historial de empleo أو القطاع الذی عملوا فیه، بود. این سامانه از ترکیبی از financement général (منابع بودجه عمومی)، cotizaciones sociales (پیشنهادهای کارفرما و کارمندان)، و impuestos específicos (مثلاً مالیات بر مصرف کالا و خدمات خاصه) تغذیه میشد.
یک نکته کلیدی از تجربه Alemany، تأکید بر universalidad و suffisance بود. به این معنا که هدف اصلی، فراهم کردن یک pensione mínimo بود که بتواند cobertura نیازهای اساسی یک فرد را(مثلاً alimentación، vivienda básica، y atención médica básica) garantir و این pensione بهصورت universal، به todos los jubilados bezüglich ihres vorherigen empleo oder sektors، پرداخت شد.
در Alemany، pensione mínimo بهطور دورهای بر پایهٔ نرخ تورم و نمو محصول داخلی خام تنظیم میشد و این اطمینان میداد که capacità di acquisto réelle dei pensionati venga mantenuta nel tempo.
تجربه دیگر که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de reformas nas pensões no Brasil é. در برازیل، پس از یک دورهای از اصلاحات در سالهای ۲۰۰۰، یک سامانه معاشاتmulti-pilar ایجاد شد که شامل:
- एक pilar contributivo obrigatório (مثلاً régimen público de pensiones donde tanto empleadores como empleados contribuyen).
- एक pilar de compensação (مثلاً beneficios no contributivos para aquellos que no tienen suficientes años de contribución أو الذین trabajaron en секторы con baja cobertura).
- एक pilar voluntário (مثلاً planos privados de pensiones para aquellos que desean complementar su pensione pública).
در این سامانه، pensione mínimo (beneficio no contributivo) بهصورت دورهای تنظیم میشد و هدفش داشتن یک piso mínimo برای todos los idosos بود، irrespective de leur historique de travail.
یک نکته مهم از تجربه برازیل، تأکید بر على تکامل בין مختلف pillars بود تا از بروز gaps در couverture جلوگیری شود و اطمینان حاصل شود که حتی aquellos que no pueden contribuir suffisamment al pilar contributivo (به دلیل کار در Sectores informali، فترات بیکاری طولانی، یا کار در Sectores باپایین coverage) همچنان به pensione mínimo دسترسی داشته باشند.
در 끝에،representatives تأکید کردند که در حالی که میتوان از تجارب بینالمللی الهام گرفت، اما باید سعی کرد تا هرگونه حل را به شرایط خاص کشور (مثلاً ساختار démographique، ساختار اقتصادی، و فرهنگ حقوقی-اداری) تطبیق داد و نه بهصورت کپی-पेست از تجارب دیگر استفاده کرد.
در جلسات بعدازظهر،representatives به بحث حول نیاز به교육 و آگاهیسازی بازنشستگان در مورد حقوق و مزایای خود پرداختند. آنها تأکید کردند که حتی اگر سامانه مشابهسازی به بهترین شکل طراحی و اجرا شود، اما بازنشستگان از حقوق و مزایای خود بیاطلاع باشند، نمیتوانند بهطور کامل از آن bénéficient و ممکن است بهسهولت victime فرصتهای گیرنده یا اطلاعات نادرست شوند.
در این راستا، پیشنهاد شد که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا یککمپین nationwide آموزش و آگاهیسازی برای بازنشستگان ایجاد کند که شامل موارد زیر باشد:
- توضیح واضح حقوق و مزایای بازنشستگان تحت قانون جدید (مثلاً چگونه محاسبه میشود، چه زمانی واریز میشود، و چه شروطی برای دریافت مزایای اضافی وجود دارد).
- راهنمایی در مورد چگونه از خدمات آنلاین (مثلاً پورتال وب یا برنامه موبایلی) برای بررسی وضعیت حقوق، دریافت صورتحساب، و ارائه شکایات استفاده شود.
- توضیح در مورد چگونه میتوانند در صورت بروز هرگونه مشکل (مثلاً تأخیر در واریز، محاسبه نادرست، یا عدم دریافت مزایای مورد انتظار) اقدام کنند و به کجا مراجعه کنند.
- آموزش در مورد finanzielle Grundlagen به manera que puedan tomar decisiones informadas sobre cómo utilizar sus pensiones (مثلاً बजटiranje، ahorro، و inversiones básicas).
این کمپین باید بهصورت multi-canal انجام شود تا به möglichst banyak بازنشстگان 도달 کند، از جمله:
- برنامههای تلویزیونی و رادیویی در ساعاتی که بازنشستگان بیشتر tendency به تماشای دارند (مثلاً صبح زود و بعدازظهر).
- مطالب چاپی در مراکز عمومی (مثلاً مراکز saúde، مکتبات، و مراکز تجمع بازنشستگان).
- پیامکهای کوتاه و پیامهای صوتی برای aqueles que لا tienen acceso régulier à إنترنت ou الذین یفضلون الاتصال vía الهاتف.
- محتوای آنلاین (مثلاً ویدیوهای کوتاه، infographics، و مقالات ساده) در پلتفرمهای محبوب kuten YouTube، Instagram، و حتی WhatsApp (در شکل листа рассылки أو сообщений grupowych).
نمایندگان تأکید کردند که این kampain باید به زبان ساده و قابل فهم طراحی شود و از استفاده از اصطلاحات فنی و jurídico-technicales که برای průměrný متقاعد ممکن است difícomprehensible باشد، خودداری شود. بهجای آن، باید از metáfores، أمثله konkrete، و spiegazioni passo-passo استفاده شود تا اطمینان حاصل شود که پیام به درستی درک میشود.
در پایان جلسه،representatives یکmotins مشترک را verabschiedeten که در آن درخواست شد که:
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت شش ماه، یککمپین nationwide آموزش و آگاهیسازی برای بازنشستگان بر پایهٔ اصول فوق تهیه و اجرا کند.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در هر سه ماه یکبار، یکگزارش دقیق پیشرفت این کمپین را به مجلس و Öffentlichkeit ارائه کند (مثلاً تعداد بازنشستگان که atteint، بازخوردهای دریافتی، و تأثیری که بر معرفت و رفتار داشته است).
- یک独立採監機関 تحت نظر مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی) ایجاد شود تا نظارت بر اجرای این کمپین و ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit داشته باشد.
اینmotins توسط اکثریت representatives تأیید شد و امید است که در پی آن، بازنشستگان در کشور بتوانند بهتر از حقوق و مزایای خود آگاه شوند و بهطور کامل از سامانه مشابهسازی حقوق بازنشستگان bénéficient.
در بخش بعد، به بررسی نیاز بهتحولات ساختاری در نظام تامین اجتماعی برای بهبود podobleness و کارایی مشابهسازی حقوق بازنشستگان میپردازیم.
در ادامه بررسی نیاز بهتحولات ساختاری در نظام تامین اجتماعی، تیمهای تخصصی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مرکز مطالعات سیاستهای اجتماعی به تحلیل دقیقتری از چالشهای ساختاری موجود در نظام فعلی تامین اجتماعی پرداختند که میتواند مانع از اجرای مؤثر و عادلانهٔ مشابهسازی حقوق بازنشستگان شود.
یکی از چالشهای اساسی، تجزیه و تکه-tukení نظام تامین اجتماعی است. در کشور ما، نه تنها ۱۸ صندوق بازنشستگی مستقل وجود دارد (مثلاً صندوق بازنشستگی کارکنان دولت، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، rostovanians و عشایر، صندوقهای تخصصی مانند صندوق بیمه اجتماعی کارگران، و غیره)، بلکه هر یک از این صندوقها دارای قوانین، فرمولهای محاسبه، سنهای بازنشستگی، و sogar مدیریت financière خود است.
این تجزیه و تکه-tukení میتواند به چندین شکل مانع از podobleness و اجرای یکسان مشابهسازی شود:
- ابتدا،由于不同基金有不同的缴费基准和福利公式,即使应用相似的调整百分比,实际增加的金额和因此达到的替代率可能有很大差异。
- ثانیا،由于缺乏中央协调,一个基金可能在财政上非常充足,而另一个基金可能面临赤字,然而相似的调整百分比可能对两者都应用,这可能导致资源的错误分配。
- ثالثاً،由于缺乏统一的信息系统,跟踪和报告不同基金中的相似调整进度变得困难,使得全国范围内的监督和问责变得复杂。
در این زمینه،대표们 تأکید کردند که برای دستیابی به ähnlichen zu_sichern، که هدف آن داشتن یک نرخ مشابهسازی یکسان (مثلاً ۹۰ درصد از حداقل دستمزد) برای تمام بازنشستگان unabhängig از صندوق یا Sectore بود، لازم است که سیستم تامین اجتماعی را به یکساختار یکپارچه یا zumindest به یک سامانه تنسیق قوی تبدیل کنیم.
یک پیشنهاد که در بحثها بهطور مکرر مطرح شد، ایجاد یک صندوق央行 (Central Pension Fund) بود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- دریافت جمیع contribuciones (سهم کارفرما و کارمندان) از تمام Sectores و تجمیع آنها در یک منبع مرکزی.
- استفاده از این منبع مرکزی برای پرداخت تمام حقوق بازنشستگان بر پایهٔ یک فرمول محاسبه واحد و شفاف (مثلاً فرمول مبتنی بر حقوق ماهانه، سابقه کار، و ضرایب تنظیمشده بر پایهٔ تورم و رشد محصول داخلی خام).
- ניהול مرکزی của reservas المالیه برای اطمینان از پایداری بلندمدت سامانه و مقابله با shocks مالی یا دیموگرافیک.
- توزیع risques بین تمام Sectores و ایجاد یک pooled reservoir که بتواند در صورت بروز مشکل در یک Sectore (مثلاً کاهش نرخ مشارکت در Sectore خاص یا افزایش نرخ طول عمر در یک گروه خاص) از سایر Sectores پشتیبانی بگیرد.
نمایندگان تأکید کردند که ایجاد یک صندوق央行 نیست به معنای حذف تمام صندوقهای موجود، بلکه به این معناست که یک لایه اضافه میشود که جمیع contributiones را گردآوری میکند، یکپارچه مدیریت میکند، و سپس بر پایهٔ یک فرمول واحد، حقوق را به بازنشستگان پرداخت میکند، در حالی که صندوقهای موجود میتوانند بهعنوان نمایندگان محلی یا مدیران حسابهای indywidualی عمل کنند (مثلاً مدیریت اطلاعات شخصی، پردازش revendications محلی، و ارائه خدمات تکمیلی).
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de reformas no sistema de previdência social da Alemanha é. در آلمان، پس از reunificación، یک سامانه pensionesmulti-pilar ایجاد شد که شامل:
- ein gesetzliche Rentenversicherung (مثلاً نظام عمومی الزامی که تمام کارکنان و کارفرمایان در آن مشارکت دارند و از آن pensione عمومی پرداخت میشود).
- betriebliche Altersvorsorge (مثلاً سیستمهای pensione شغلی که توسط کارفرمایان برای کارکنانان تنظیم میشوند و میتوانند pensione اضافی ارائه دهند).
- privada Altersvorsorge (مثلاً سیستمهای pensione شخصی که افراد بهطور اختیاری در آن مشارکت دارند و میتوانند pensione تکمیلی دریافت کنند).
در سامانه آلمان، gesetzliche Rentenversicherung، که pensione پایه را میپردازد، یک سامانه中央集中 است که تمام contributiones را از تمام Sectores گردآوری میکند و از آن pensione یکپارچه بر پایهٔ یک فرمول واحد (مثلاً puntenseystem که contributiones و tidigare jaren را در نظر میگیرد) پرداخت میکند.
یک نکته کلیدی از تجربه آلمان، تأکید بر auf die Transparenz und Nachvollziehbarkeit war. در سامانه آلمان، هر فرد میتواند بهراحتی در یک پورتال آنلاین وارد شود و ببیند که:
- کم contributiones او کرده است (به تفصیل حسب سال و Sectore).
- چگونه pensione او محاسبه شده است (مثلاً فرمول مورد استفاده، ضرایب اعمالشده، و چگونه contributiones او در pensione نهایی تأثیر گذاشتهاند).
- وضعیت مالی سامانه و چگونه reservas محاسبه شدهاند.
این سطح شفافیت، نه تنها به Individuals امکان میدهد تا برنامهریزی مالی شخصی خود را بهتر انجام دهند، بلکه به سیاستگذاران و عمومی امکان میدهد تا عملکرد سامانه را ارزیابی کنند و در صورت بروز هرگونه مشکل، سریعاً به آن پی ببرند.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یک سامانه полностью zentral集中 مثل آلمان ممکن است به دلیل ساختارederal و موجودیت предшествующих estruturas neреалистичен باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک سامانه semi-zentral集中 یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک entité zentral集중 (مثلاً یک سازمان تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی) که وظیفتش شامل گردآوری جمیع contributiones، مدیریت یک pooled reservoir، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه و تخصیص حقوق بازنشستگان باشد.
- صندوقهای موجود که بهعنوان نمایندگان محلی عمل کنند و وظایف مانند مدیریت اطلاعات شخصی، پردازش revendications محلی، و ارائه خدمات تکمیلی (مثلاً مشاوره در مورد प्लानificazione пенсионная أو دسترسی به خدمات سلامتی تکمیلی) را بر عهده داشته باشند.
- یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه که تمام دادههای contributiones، محاسبه pensione، و وضعیت پرداخت را در زمان واقعی به entité zentral集중 گزارش دهد و به Individuals امکان دهد تا از طریق یک پورتال آنلاین، وضعیت خود را ببیند.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهharmonization delle età di pensionamento و delle regole di accumulo degli anni di servizio بین Sectores مختلف بود. در حال حاضر، سن بازنشستگی و قوانین accumulo سالهای خدمت در Sectores مختلف sangat variabel است (مثلاً در Sectore دولتی، سن بازنشستگی برای مردان ۶۰ سال و برای زنان ۵۵ سال باشد، در حالی که در Sectore خصوصی، ممکن است سن بازنشستگی ۶۵ سال برای همهٔ géneroها باشد یا در Sectore خودکار، ممکن است vůbec не存在 officielle пенсионный возраст و بهجای آن، Individuals بر پایهٔ accumulated capital و 필요 pensione desiderata تصمیم بگیرند که متى pensionar होना चाहिए).
این różnice فی سن التقاعد و قواعد احتساب سنوات الخدمه یمکن أن یؤدی إلى значительные不公平在相似的调整过程中,因为那些在较早退休年龄退休的人可能在调整前已经领取了较长时间的养老金,而那些在较晚退休年龄退休的人可能调整前只领取了较短时间的养老金。
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که برای دستیابی به یکsimilarity که منصفانه باشد و بر پایهٔ nguyên리 contributive contributive contributive (هر چه بیشتر contributi، pensione بالاتر) باشد، لازم است که سعی کنیم تا سنهای بازنشستگی و قوانین accumulo سالهای خدمت را در Sectores مختلف ham کنیم، بهویژه برای aquellos que trabajan en Sectores مع تغطیه مشابه (مثلاً کارکنان دولت، کارگران przemysłowych، و کارکنان خدمات).
با این حال، آنها همrecusivenotes که در Sectoresی که بهطور unavoidable ساختار متفاوت دارند (مثلاً Sectore خودکار که Individuals بر پایهٔ accumulated capital و 필요 pensione desiderata تصمیم میگیرند که متى pensionar होना चाहिए، یا Sectore کشاورزی که نرخ مشارکت و نرخ اشتغال ممکن است بهطور明显不同 باشد)، ممکن است نیاز به تنظیمات جزئی باشد تاsimilarity achieved شود بدون اینکه بهضرر پایداری مالی آن Sectore یا آزادی Individual در تصمیمگیری درباره kiedy przejść na emeryturę باشد.
در این زمینه، پیشنهاد شد که یک working group تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با مشارکت نمایندگان مجلس و organizaciones بازنشستگان تشکیل شود تا در کوتاهمدت، یک چارچوب harmonized برای:
- سنهای بازنشستگی (مثلاً تعیین یکsn pensionabile mínimo و máximo که در تمام Sectores باید رعایت شود، با امکان تنظیمات جزئی برای Sectores خاص بر پایهٔjustifications objecтивные).
- قوانین accumulo سالهای خدمت (مثلاً déterminer une méthode única pour compter les années de service، سواء کانت السنوات الفعلیه أو السنوات مع ciertas ponderaciones pour trabajos en condiciones pénibles أو travaux à temps partiel).
- فرمول محاسبه pensione (مثلاً تعیین یک فرمول واحد مبتنی بر contributiones، سابقه کار، و ضرایب تنظیمشده بر پایهٔ تورم و رشد محصول داخلی خام که در تمام Sectores应用 شود).
ایجاد این چارچوب harmonized، نه تنها میتواند مانع از بروز inequities در podobleness شود، بلکه میتواند administrativaety را ساده کند و هزینههای związane با مدیریت چندین سیستم مختلف را کاهش دهد.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهتقویت مدیریت peligroهای actuari و finanzi در نظام تامین اجتماعی بود. در حال حاضر، به دلیل عدم وجود یک سامانه مرکزی قوی برای مدیریت reservas و projections actuari، ممکن است برخی Sectores به دلیل فرضیات actuari غیرواقعی (مثلاً过楽観的假设关于未来的缴费率、回报率或寿命) یا مدیریت financière ضعیف، در خطر بروز недостатка المالی یا sogar عجز باشند.
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که لازم است که یک سامانه actuari مرکزی تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (مثلاً یک дирекция актюариала или یک سازمان تحت نظر آن) ایجاد شود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- ایجاد و بهروزرسانی دورهای projections actuari برای تمام Sectores (مثلاًProjection des recettes et des dépenses sur ۱۰, ۲۰, و ۳۰ سال بر پایهٔ فرضیات معقول درباره نرخ مشارکت، نرخ بازگشت contributiones، نرخ تورم، نرخ رشد محصول داخلی خام، و نرخ طول عمر).
- بررسی و تأیید предположений actuari استفادهشده در هر Sectore (مثلاً آیا فرضیات استفادهشده بر پایهٔevidence هستند یا آیا به دلیل желательные результаты или 정치적 לחץ، غیر معقولاند).
- توصیه به تنظیمات لازم در contribuciones، beneficios، یا إداره reservas برای اطمینان از پایداری بلندمدت (مثلاً افزایش نرخ contributio در Sectores مع недостатка، کاهش beneficios در Sectores مع עודף، یا تغییر stratégie đầu tư reservas).
- ارائه گزارشهای شفافانه به مجلس و Öffentlichkeit درباره وضعیت actuari و finanzi سامانه تامین اجتماعی.
این سامانه actuari مرکزی، نه تنها میتواند مانع از بروز惊喜ات finanzi شود، بلکه میتواند اطمینان حاصل کند که هرگونه تنظیم درsimilarity (مثلاً تغییر نرخ مشابهسازی یا اصلاح فرمول محاسبه pensione) بر پایهٔتحلیل actuari sólido و objetive انجام شود و نه بهاساس تخمینهای arbitrazy یا تمایلات سیاسی.
در پایان بحثها،representatives یکmotins مشترک را verabschiedeten که در آن درخواست شد که:
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت یک سال، یکتحلیل جامع ساختاری از نظام تامین اجتماعی فعلی انجام دهد و گزینههای مختلف برای تقویت مشابهسازی و تنسیق بین Sectores (مثلاً ایجاد یک صندوق央行، تقویت یک سامانه تنسیق قوی، یاharmonization سنهای بازنشستگی و قوانین accumulo) را بررسی کند و نتایج آن را به مجلس ارائه دهد.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت شش ماه، یکسامانه actuari مرکزی تحت نظر آن ایجاد کند که وظیفتش شامل ایجاد projections actuari، بررسی предположений، و توصیه به تنظیمات لازم برای پایداری بلندمدت باشد.
- یک独立採監機関 تحت نظر مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی) ایجاد شود تا نظارت بر انجام تحلیل ساختاری و ایجاد سامانه actuari مرکزی و ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit داشته باشد.
اینmotins توسط اکثریت representatives تأیید شد و امید است که در پی آن، نظام تامین اجتماعی در کشور بتواند به یک سامانه更加一貫、公平، و可持续转变 که بتواند مشابهسازی حقوق بازنشستگان را به صورت عادلانه، شفاف، و پایدار اجرا کند.
در بخش بعد، به بررسی نیاز بهتحولات در نظام اطلاعاتی و فناوری برای بهبود شفافیت، دسترسی، و کارایی مشابهسازی حقوق بازنشستگان میپردازیم.
در ادامه بررسی نیاز بهتحولات در نظام اطلاعاتی و فناوری، تیمهای تخصصی از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و مرکز ملی Informática به تحلیل دقیقتری از چالشهای اطلاعاتی و فناوری موجود در نظام تامین اجتماعی و podobleness پرداختند که میتواند مانع از شفافیت، دسترسی، و کارایی مؤثر مشابهسازی حقوق بازنشستگان شود.
یکی از چالشهای اساسی، عدم وجود یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه و real-time برای مدیریت جمیع دادههای contributiones، محاسبه pensione، و وضعیت پرداخت است. در حال حاضر، هر Sectore (مثلاً صندوق بازنشستگی کارکنان دولت، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، و غیره) ممکن است دارای سیستم اطلاعاتی جداگانه باشد که:
- بهطور ممکن از فناوریهای قدیمی (مثلاً سیستمهای مبتنی بر فایلهای düz یا پایگاههای دادههای יחודיים که ne אינטגרציה טובה עם سایر سیستمها) استفاده کند.
- فرمتهای داده متفاوتی داشته باشد (مثلاً یک Sectore ممکن است تاریخها را به فرمت DD/MM/YYYY ذخیره کند، در حالی که Sectore دیگر ممکن است از فرمت YYYY-MM-DD استفاده کند).
- سطوح متفاوتی ازdigitalización داشته باشد (مثلاً یک Sectore ممکن است هنوز بهطور کامل کاغذی باشد و Sectore دیگر ممکن است بهطور کامل دیجیتال باشد).
این عدم یکپارچهسازی میتواند به چندین شکل مانع از podobleness و شفافیت شود:
- ابتدا،由于不同基金使用不同的系统和数据格式,将所有数据汇总到一个中央系统进行类似的调整变得困难且容易出错。
- ثانیا،由于缺乏实时数据,难以监控相似调整的进度并在必要时进行调整。
- ثالثاً،由于缺乏统一的门户,个体难以查看自己的缴费记录、预估的养老金和实际支付情况。
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که برای دستیابی به یک سامانه مشابهسازی شفاف، قابل دسترس، و کارآمد، لازم است که یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه و real-time ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک entité zentral集중 (مثلاً یک سازمان تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی یا یک سازمان تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) که وظیفتش شامل گردآوری جمیع دادههای contributiones از تمام Sectores، ذخیرهسازی آنها در یک پایگاه داده مرکزی، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه pensione و وضعیت پرداخت باشد.
- یک سامانه اطلاعاتی که از فناوریهای مدرن استفاده کند (مثلاً یک پایگاه داده relazionali مبتنی بر SQL یا NoSQL، یک چارچوب entitét-relationshiptyped، و یک APIRESTful برای دسترسی به دادهها).
- یک پورتال آنلاین تحت وب و موبایلی که Individuals بتوانند از طریق آن وارد شوند و ببیند:
- کم contributiones او کردهاند (به تفصیل حسب سال، Sectore، و نوع contributio).
- چگونه pensione او محاسبه شده است (مثلاً فرمول مورد استفاده، ضرایب اعمالشده، و چگونه contributiones او در pensione نهایی تأثیر گذاشتهاند).
- وضعیت پرداخت pensione او (مثلاً آیا پرداخت شده است، چه زمانی واریز شده است، و چه مبلغی واریز شده است).
- چگونه میتوانند در صورت بروز هرگونه مشکل (مثلاً تأخیر در واریز، محاسبه نادرست، یا عدم دریافت مزایای مورد انتظار) اقدام کنند و به کجا مراجعه کنند.
- یک سامانه ilmoituksia (مثلاً پیامک، ایمیل، یا اعلانهای 푸시) که Individuals را در مورد هرگونه تغییر در وضعیت pensione او (مثلاً شروع واریز ماهانه، تغییر در مبلغ pensione به دلیل مشابهسازی، یا بروز هرگونه مشکل در پرداخت) آگاه کند.
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de digitalização do sistema de previdência social da Estônia é. در استونی، پس از آزادی از شوروی، یک سامانه اطلاعاتی کاملا دیجیتال و یکپارچه ایجاد شد که شامل:
- یک entité zentral集중 (مثلاً یک سازمان تحت نظر وزیرProtection Social) که تمام contributiones را از تمام Sectores گردآوری میکند و در یک پایگاه داده مرکزی ذخیره میکند.
- یک سامانه اطلاعاتی که از فناوریهای مدرن استفاده میکند (مثلاً یک پایگاه داده PostgreSQL، یک چارچوب Django، و یک APIRESTful).
- یک پورتال آنلاین تحت وب و موبایلی (مثلاً eesti.ee) که Individuals میتوانند از طریق آن وارد شوند و ببیند contributiones خود، pensione محاسبه شده، و وضعیت پرداخت.
- یک سامانه ilmoituksia که Individuals را در مورد هرگونه تغییر در وضعیت pensione او آگاه میکند (مثلاً پیامک یا ایمیل).
در سامانه استونی، هر Individual میتواند با استفاده از یک هویت دیجیتال واحد (مثلاً هویت elektronika) وارد پورتال شود و در ثانیهها، تمام اطلاعات مرتبط با pensione او را ببیند. این سطح دسترسی و شفافیت، نه تنها به Individuals امکان میدهد تا برنامهریزی مالی شخصی خود را بهتر انجام دهند، بلکه به سیاستگذاران و عمومی امکان میدهد تا عملکرد سامانه را ارزیابی کنند و در صورت بروز هرگونه مشکل، سریعاً به آن پی ببرند.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یک سامانه اطلاعاتی完全数字化 مثل استونی ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای finanzi و technischen باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک سامانه اطلاعاتی semi-digital或 یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک entité zentral集중 (مثلاً یک سازمان تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی یا یک سازمان تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) که وظیفتش شامل گردآوری جمیع دادههای contributiones از تمام Sectores (ممکن است بهصورت gradual، بهعنوان مثال، ابتدا از Sectores بزرگتر مانند کارکنان دولت و کارگران przemysłowych، و سپس به Sectores کوچکتر) باشد، ذخیرهسازی آنها در یک پایگاه داده مرکزی (مثلاً یک پایگاه داده relazionali مبتنی بر SQL یا NoSQL)، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه pensione و وضعیت پرداخت باشد.
- یک سامانه اطلاعاتی که از فناوریهای مدرن استفاده کند (مثلاً یک پایگاه داده relazionali مبتنی بر SQL یا NoSQL، یک چارچوب entitét-relationshiptyped، و یک APIRESTful برای دسترسی به دادهها).
- یک پورتال آنلاین تحت وب و موبایلی (مثلاً یک وبسایت تحت domen gov.ir یا یک برنامه موبایلی) که Individuals میتوانند از طریق آن وارد شوند و ببیند contributiones خود، pensione محاسبه شده، و وضعیت پرداخت.
- یک سامانه ilmoituksia (مثلاً پیامک، ایمیل، یا اعلانهای 푸시) که Individuals را در مورد هرگونه تغییر در وضعیت pensione او آگاه میکند (مثلاً شروع واریز ماهانه، تغییر در مبلغ pensione به دلیل مشابهسازی، یا بروز هرگونه مشکل در پرداخت).
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهاستفاده از هویت دیجیتال یکپارچه برای دسترسی به سامانه اطلاعاتی بود. در حال حاضر، برای دسترسی به خدمات مختلف دولتی (مثلاً سامانه تامین اجتماعی، سامانه سلامت، و سامانه آموزش)، Individuals ممکن است نیاز داشته باشد تا هویتهای مختلفی داشته باشند (مثلاً کد ملی، شماره پرونده بیمه، و نام کاربری و رمز عبور برای هر سامانه).
این عدم یکپارچهسازی هویت میتواند به mehreren شکل مانع از دسترسی و شفافیت شود:
- ابتدا،由于需要记住多个凭据,个体可能难以访问所有他们有权限的服务。
- ثانیا،由于缺乏统一的身份验证,难以将不同服务中的数据关联起来以获得个体的完整图景。
- ثالثاً،由于身份验证过程可能很麻烦,个体可能放弃尝试访问服务。
در این زمینه،대표们 تأکید کردند که لازم است که یک هویت دیجیتال یکپارچه (مثلاً یک هویت الکترونیک تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات) ایجاد شود که Individuals بتوانند از طریق آن وارد تمام خدمات دولتی (مثلاً سامانه تامین اجتماعی، سامانه سلامت، سامانه آموزش، و غیره) شوند و هویت خود را یک بار تأیید کنند و سپس از تمام خدمات بدون نیاز به احراز هویت مجدد استفاده کنند.
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de implementação do cartão de cidadão electrónico em 포르투갈 é. در پرتغال، پس از یک دورهای از پیشبرد، یک هویت دیجیتال یکپارچه (مثلاً cartão de cidadão electrónico) ایجاد شد که شامل:
- یک čip الکترونی که اطلاعات هویتIndividual را (مثلاً نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد، و شماره ملی) ذخیره میکند.
- یک kempen yang menggunakan teknologi NFC یا RFID برای احراز هویت بدون تماس (مثلاً لمس کارت به یک دستگاه خواندن).
- یک kempen yang menggunakan teknologi PIN یا biometrika (مثلاً اثر انگشت یا تشخیص چهره) برای احراز هویت با سطح امنیتی بالاتر.
- یک kempen yang menggunakan teknologi 인증서 điện tử (مثلاً یک certificato digitale) برای امضای الکترونیک و دسترسی به خدمات ایمن.
در سامانه پرتغال، هر Individual میتواند با استفاده از cartão de cidadão electrónico خود، وارد تمام خدمات دولتی شود و هویت خود را یک بار تأیید کند و سپس از تمام خدمات بدون نیاز به احراز هویت مجدد استفاده کند.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یک هویت دیجیتال completamente یکپارچه مثل پرتغال ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای finanzi و technischen باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک هویت دیجیتال semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک هویت دیجیتال تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات (مثلاً یک کارت یا یک تطبیق موبایلی) که Individuals بتوانند از طریق آن وارد تمام خدمات دولتی (مثلاً سامانه تامین اجتماعی، سامانه سلامت، سامانه آموزش، و غیره) شوند و هویت خود را یک بار تأیید کنند و سپس از تمام خدمات بدون نیاز به احراز هویت مجدد استفاده کنند.
- یک kempen yang menggunakan teknologi NFC یا RFID برای احراز هویت بدون تماس (مثلاً لمس کارت به یک دستگاه خواندن).
- یک kempen yang menggunakan teknologi PIN یا biometrika (مثلاً اثر انگشت یا تشخیص چهره) برای احراز هویت با سطح امنیتی بالاتر.
- یک kempen yang menggunakan teknologi 인증서 điện tử (مثلاً یک certificato digitale) برای امضای الکترونیک و دسترسی به خدمات ایمن.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهاستفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی (AI) و تجزیه و تحلیل پیشبینی برای بهبود podobleness و کارایی سامانه تامین اجتماعی بود. در حال حاضر، به دلیل عدم وجود یک سامانه اطلاعاتی قوی و یکپارچه، ممکن است برخی فرآیندها (مثلاً محاسبه pensione، بررسی זכאות، و descubrimiento fraude) به صورت دستی و زمانبر انجام شود.
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که لازم است که یک سامانه هوش مصنوعی تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (مثلاً یک дирекция искусственного интеллекта یا یک سازمان تحت نظر آن) ایجاد شود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهروزرسانی دورهای projections actuari (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای پیشبینی نرخ مشارکت، نرخ بازگشت contributiones، نرخ تورم، نرخ رشد محصول داخلی خام، و نرخ طول عمر بر پایهٔ دادههای تاریخی و روندهای فعلی).
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرآیند محاسبه pensione (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای پیچیده در contributiones و pensione و ارائه پیشنهادات برای بهبود عدالت و شفافیت).
- استفاده از هوش مصنوعی برای کشف و پیشگیری از fraude (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای غیرعادی در contributiones، pensione، و پرداخت که ممکن است نشاندهنده fraude باشد).
- استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه مشاوره شخصی به Individuals (مثلاً استفاده از چت باتهای هوش مصنوعی برای پاسخ به سوالات Individuals در مورد pensione خود، זכאות، و فرآیند درخواست).
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de uso de IA no sistema de previdência social da Suécia é. در سوئیس، به دلیل نیاز به بهبود کارایی و عدالت در سامانه pensiones، یک سامانه هوش مصنوعی تحت نظر وزیرProtection Social ایجاد شده است که شامل:
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهروزرسانی دورهای projections actuari (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای پیشبینی نرخ مشارکت، نرخ بازگشت contributiones، نرخ تورم، نرخ رشد محصول داخلی خام، و نرخ طول عمر).
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرآیند محاسبه pensione (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای پیچیده در contributiones و pensione و ارائه پیشنهادات برای بهبود عدالت و شفافیت).
- استفاده از هوش مصنوعی برای کشف و پیشگیری از fraude (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای غیرعادی در contributiones، pensione، و پرداخت که ممکن است نشاندهنده fraude باشد).
- استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه مشاوره شخصی به Individuals (مثلاً استفاده از چت باتهای هوش مصنوعی برای پاسخ به سوالات Individuals در مورد pensione خود، זכאות، و فرآیند درخواست).
در سامانه سوئیس، استفاده از هوش مصنوعی نه تنها به بهبود کارایی و عدالت سامانه کمک کرده است، بلکه به Individuals امکان داده تا بهراحتی اطلاعاتی را دریافت کنند که قبلاً ممکن است نیاز به تماس با یک نماینده انسانی و زمانبر بود.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یک سامانه هوش مصنوعی کامل مثل سوئیس ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای finanzi و técnicos باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک سامانه هوش مصنوعی semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک سامانه هوش مصنوعی تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (مثلاً یک дирекция искусственного интеллекта یا یک سازمان تحت نظر آن) که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهروزرسانی دورهای projections actuari (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای پیشبینی نرخ مشارکت، نرخ بازگشت contributiones، نرخ تورم، نرخ رشد محصول داخلی خام، و نرخ طول عمر بر پایهٔ دادههای تاریخی و روندهای فعلی).
- استفاده از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرآیند محاسبه pensione (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای پیچیده در contributiones و pensione و ارائه پیشنهادات برای بهبود عدالت و شفافیت).
- استفاده از هوش مصنوعی برای کشف و پیشگیری از fraude (مثلاً استفاده از مدلهای یادگیری ماشین برای تشخیص الگوهای غیرعادی در contributiones، pensione، و پرداخت که ممکن است نشاندهنده fraude باشد).
- استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه مشاوره شخصی به Individuals (مثلاً استفاده از چت باتهای هوش مصنوعی برای پاسخ به سوالات Individuals در مورد pensione خود، זכאות، و فرآیند richiesta).
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهتقویت امنیت siber در سامانه اطلاعاتی تامین اجتماعی بود. در حال حاضر، به دلیل عدم وجود یک سامانه اطلاعاتی قوی و یکپارچه، ممکن است سامانه در برابر تهدیدات siber (مثلاً هک، malware، و ransomware) ضعیف باشد و این میتواند بهozוקלה של اطلاعات فردی (مثلاً contributiones، pensione، و دادههای شخصی) و حتی disturbance در پرداخت pensione منجر شود.
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که لازم است که یک سامانه امنیت siber تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات (مثلاً یک дирекция кибербезопасности یا یک سازمان تحت نظر آن) ایجاد شود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- ارائه دفاع در برابر تهدیدات siber bekannt (مثلاً استفاده از فایروال، سیستمهای تشخیص و پیشگیری از вторжений (IDS/IPS)، و نرمافزارهای ضد-ultranjoso).
- انجام تستهای دورهای siber (مثلاً تستهای نفوذ و تستهای بررسی نقاط ضعف) برای یافتن و رفع نقاط ضعف در سامانه.
- ارائه آموزش siber به کارمندان سامانه (مثلاً آموزش در مورد چگونه ایمیلهای fishy را تشخیص دهند، چگونه از کلمات عبور قوی استفاده کنند، و چگونه در صورت بروز یک حادثه siber واکنش نشان دهند).
- ایجاد یک سامانه błyskawicznego reagowania در صورت بروز یک حادثه siber (مثلاً یک تیم siber تحت نظر که میتواند بهسرعت یک حادثه را تشخیص دهد، تأثیر آن را محدود کند، و از بارگذاری اطلاعات recovered شود).
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de fortalecimento da cibersegurança no sistema de previdência social da Coreia do Sul é. در کره جنوبی، به دلیل افزایش تهدیدات siber در سالهای اخیر، یک سامانه امنیت siber تحت نظر وزیرProtection Social ایجاد شده است که شامل:
- ارائه دفاع در برابر تهدیدات siber bekannt (مثلاً استفاده از فایروال، سیستمهای تشخیص و پیشگیری از вторжений (IDS/IPS)، و نرمافزارهای ضد-ultranjoso).
- انجام تستهای دورهای siber (مثلاً تستهای نفوذ و تستهای بررسی نقاط ضعف) برای یافتن و رفع نقاط ضعف در سامانه.
- ارائه آموزش siber به کارمندان سامانه (مثلاً آموزش در مورد چگونه ایمیلهای fishy را تشخیص دهند، چگونه از کلمات عبور قوی استفاده کنند، و چگونه در صورت بروز یک حادثه siber واکنش نشان دهند).
- ایجاد یک سامانه błyskawicznego reagowania در صورت بروز یک حادثه siber (مثلاً یک تیم siber تحت نظر که میتواند بهسرعت یک حادثه را تشخیص دهد، تأثیر آن را محدود کند، و از بارگذاری اطلاعات recovered شود).
در سامانه کره جنوبی، تقویت امنیت siber نه تنها به محافظت از اطلاعات فردی و disturbance در پرداخت pensione کمک کرده است، بلکه به Individuals و سیاستگذاران اطمینان داده که سامانه در برابر تهدیدات siber قوی است و این میتواند اعتماد به سامانه را افزایش دهد.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یک سامانه امنیت siber کامل مثل کره جنوبی ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای finanzi و técnicos باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک سامانه امنیت siber semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک سامانه امنیت siber تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات (مثلاً یک дирекция кибербезопасности یا یک سازمان تحت نظر آن) که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- ارائه دفاع در برابر تهدیدات siber bekannt (مثلاً استفاده از فایروال، سیستمهای تشخیص و پیشگیری از вторжений (IDS/IPS)، و نرمافزارهای ضد-ultranjoso).
- انجام تستهای دورهای siber (مثلاً تستهای نفوذ و تستهای بررسی نقاط ضعف) برای یافتن و رفع نقاط ضعف در سامانه.
- ارائه آموزش siber به کارمندان سامانه (مثلاً آموزش در مورد چگونه ایمیلهای fishy را تشخیص دهند، چگونه از کلمات عبور قوی استفاده کنند، و چگونه در صورت بروز یک حادثه siber واکنش نشان دهند).
- ایجاد یک سامانه błyskawicznego reagowania در صورت بروز یک حادثه siber (مثلاً یک تیم siber تحت نظر که میتواند بهسرعت یک حادثه را تشخیص دهد، تأثیر آن را محدود کند، و از بارگذاری اطلاعات recovered شود).
در پایان بحثها،representatives یکmotins مشترک را verabschiedeten که در آن درخواست شد که:
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت یک سال، یکتحلیل جامع اطلاعاتی و فناوری از نظام تامین اجتماعی فعلی انجام دهد و گزینههای مختلف برای تقویت مشابهسازی و شفافیت (مثلاً ایجاد یک سامانه اطلاعاتی یکپارچه، هویت دیجیتال یکپارچه، سامانه هوش مصنوعی، و سامانه امنیت siber) را بررسی کند و نتایج آن را به مجلس ارائه دهد.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت شش ماه، یکسامانه اطلاعاتی یکپارچه تحت نظر آن ایجاد کند که وظیفتش شامل گردآوری جمیع دادههای contributiones از تمام Sectores، ذخیرهسازی آنها در یک پایگاه داده مرکزی، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه pensione و وضعیت پرداخت باشد.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت سه ماه، یکهویت دیجیتال یکپارچه تحت نظر وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایجاد کند که Individuals بتوانند از طریق آن وارد تمام خدمات دولتی شوند و هویت خود را یک بار تأیید کنند و سپس از تمام خدمات بدون نیاز به احراز هویت مجدد استفاده کنند.
- وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی موظف باشد تا در مهلت سه ماه، یکسامانه هوش مصنوعی تحت نظر آن ایجاد کند که وظیفتش شامل استفاده از هوش مصنوعی برای بهروزرسانی projections actuari، بهینهسازی محاسبه pensione، کشف و پیشگیری از fraude، و ارائه مشاوره شخصی به Individuals باشد.
- وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات موظف باشد تا در مهلت سه ماه، یکسامانه امنیت siber تحت نظر آن ایجاد کند که وظیفتش شامل ارائه دفاع در برابر تهدیدات siber bekannt، انجام تستهای دورهای siber، ارائه آموزش siber به کارمندان، و ایجاد یک سامانه błyskawicznego reagowania در صورت بروز یک حادثه siber باشد.
- یک独立採監機関 تحت نظر مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی) ایجاد شود تا نظارت بر انجام تحلیل اطلاعاتی و فناوری، ایجاد سامانههای فوق، و ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit داشته باشد.
اینmotins توسط اکثریت representatives تأیید شد و امید است که در پی آن، نظام اطلاعاتی و فناوری تامین اجتماعی در کشور بتواند به یک سامانه更加一貫、透明، و可访问转变 که بتواند مشابهسازی حقوق بازنشستگان را به صورت عادلانه، شفاف، و کارآمد اجرا کند.
در بخش بعد، به بررسی نیاز بهتحولات در قوانین و مقررات برای بهبود podobleness و عدالت مشابهسازی حقوق بازنشستگان میپردازیم.
در ادامه بررسی نیاز بهتحولات در قوانین و مقررات، تیمهای حقوقی از وزارت حقوق و مرکز ملی études juridiques به تحلیل دقیقتری از چالشهای قانونی و düzenlemeler موجود در نظام تامین اجتماعی و podobleness پرداختند که میتواند مانع از اجرای عادلانه، شفاف، و پایدارsimilarity باشد.
یکی از چالشهای اساسی، عدم وجود یک قانون-أساس واحد و جامع برای نظام تامین اجتماعی است. در حال حاضر، نظام تامین اجتماعی تحت مجموعهای از قوانین، مصوبات، و Instructions که در دورههای مختلف و برای Sectores مختلف تصویب شدهاند، قرار دارد. به عنوان مثال:
- قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ (که اصلاحات و الحاقات بعدی داشته است) که اساس نظام تامین اجتماعی عمومی را شکل میدهد.
- قوانین خاص برای Sectores مختلف (مثلاً قانون بازنشستگی کارکنان دولت، قانون بیمه اجتماعی کشاورزان، rostovanians و عشایر، و قانون بیمه اجتماعی کارگران).
- مصوبات و Instructions مجلس و دولت که در موارد خاص (مثلاً تغییرات در سن بازنشستگی، تغییرات در ضرایب محاسبه pensione، یا افزودن مزایای جدید) صادر شدهاند.
این عدم یکپارچگی قانونی میتواند به چندین شکل مانع از podobleness و عدالت شود:
- ابتدا،由于不同部门有不同的法律基础,即使应用相似的调整百分比,实际结果可能因法律解释和执行上的差异而有很大差异。
- ثانیا،由于缺乏统一的法律框架,难以进行全国范围内的监督和问责,因为每个部门可能有不同的报告标准和执行程序。
- ثالثاً،由于法律可能相互冲突或留下空白,个体可能在不同部门之间遇到不一致的待遇,导致不公平感和对系统的不信任。
در این زمینه،대표们 تأکید کردند که برای دستیابی به یکsimilarity که عادلانه، شفاف، و پایدار باشد، لازم است که یک قانون-أساس واحد و جامع برای نظام تامین اجتماعی تصویب کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- تعریف واضح یک سامانه تامین اجتماعی یکپارچه که تمام Sectores را تحت یک چارچوب قانونی واحد قرار دهد (مثلاً تعریف یک entité zentral集중 تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که وظیفتش شامل گردآوری جمیع contributiones، مدیریت یک pooled reservoir، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه و تخصیص حقوق بازنشستگان باشد).
- تعیین یک فرمول محاسبه pensione واحد و شفاف که در تمام Sectores应用 شود (مثلاً فرمول مبتنی بر contributiones، سابقه کار، و ضرایب تنظیمشده بر پایهٔ تورم و رشد محصول داخلی خام).
- تعیین یک Mekanismus مشابهسازی واضح و شفاف که هدفش داشتن یک نرخ مشابهسازی یکسان (مثلاً ۹۰ درصد از حداقل دستمزد) برای تمام بازنشستگان باشد و بر پایهٔ معیارهای واضح (مثلاً نرخ تورم رسمی کشور و رشد محصول داخلی خام) تنظیم شود.
- تعیین احکام واضح برای بازنشستگان آسیبدیده و دارای شرایط خاص (مثلاً بازنشستگان که به دلیل بیماری یا عجز قادر به کار نیستند یا بازنشستگان که در Sectores باپایین coverage کار کردهاند) تا در محاسبه مشابهسازی مزایای اضافی دریافت کنند.
- تعیین احکام واضح برای شفافیت و دسترسی (مثلاً ایجاد یک پورتال آنلاین تحت وب و موبایلی که Individuals بتوانند از طریق آن وارد شوند و ببیند contributiones خود، pensione محاسبه شده، و وضعیت پرداخت، و یک سامانه ilmoituksia که Individuals را در مورد هرگونه تغییر در وضعیت pensione او آگاه کند).
- تعیین احکام واضح برای نظارت و مسئولیت (مثلاً ایجاد یک独立採監機関 تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل نظارت بر اجرای قانون، ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit، و توصیه به اصلاحات لازم در صورت بروز هرگونه anomalye باشد).
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de consolidação das leis de previdência social do Uruguay é. درウルuguay، پس از یک دورهای از اصلاحات، یک قانون-أساس واحد و جامع برای نظام تامین اجتماعی (مثلاً Ley No. ۱۸.۲۱۱ de Seguridad Social) تصویب شد که شامل:
- تعریف واضح یک سامانه تامین اجتماعی یکپارچه (مثلاً definióngeneral del sistema de seguridad social que incluye todos los regímenes y sectores).
- تعیین یک فرمول محاسبه pensione واحد و شفاف (مثلاً fórmula única de cálculo de pensiones basada en aportaciones, años de servicio, y ajustes por inflación y crecimiento del PIB).
- تعیین یک Mekanismus مشابهسازی واضح و شفاف (مثلاً mecanismo claro y transparente de ajuste de pensiones cuyo objetivo es alcanzar una tasa de reemplazo específica para todos los jubilados).
- تعیین احکام واضح untuk grup khusus (مثلاً disposiciones especiales para aquellos que no pueden trabajar debido a enfermedad o discapacidad, o aquellos que trabajaron en sectores con baja cobertura).
- تعیین احکام واضح untuk شفافیت و دسترسی (مثلاً disposiciones para un portal en línea donde los individuos pueden ver sus aportaciones, pensiones calculadas, y estado de pago, y un sistema de notificaciones para informar a los individuos sobre cualquier cambio en su estado de pensión).
- تعیین احکام واضح untuk نظارت و مسئولیت (مثلاً disposiciones para un organismo independiente de supervisión que monitorea la implementación de la ley, proporciona informes transparentes al público, y recomienda correcciones necesarias en caso de cualquier anomalía).
در سامانهウルuguay، وجود یک قانون-أساس واحد و جامع نه تنها به تسهیل اجرای مشابهسازی عادلانه و شفاف کمک کرده است، بلکه به Individuals و سیاستگذاران اطمینان داده که نظام تحت یک چارچوب قانونی واضح و ثابت قرار دارد و این میتواند اعتماد به سامانه را افزایش دهد.
در کشور ما، اگرچه تصویب یک قانون-أساس یکپارچه مثلウルuguay ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих leis، و محدودیتهای legislatif و politici باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک قانون-أساس semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعریف واضح یک سامانه تامین اجتماعی یکپارچه (مثلاً تعریف یک entité zentral集중 تحت نظر وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که وظیفتش شامل گردآوری جمیع contributiones، مدیریت یک pooled reservoir، و بر پایهٔ یک فرمول واحد، محاسبه و تخصیص حقوق بازنشستگان باشد) باشد.
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین یک فرمول محاسبه pensione واحد و شفاف (مثلاً فرمول مبتنی بر contributiones، سابقه کار، و ضرایب تنظیمشده بر پایهٔ تورم و رشد محصول داخلی خام) باشد.
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین یک Mekanismus مشابهسازی واضح و شفاف (مثلاً Mekanismus واضح و شفاف که هدفش داشتن یک نرخ مشابهسازی یکسان (مثلاً ۹۰ درصد از حداقل دستمزد) برای تمام بازنشستگان باشد و بر پایهٔ معیارهای واضح (مثلاً نرخ تورم رسمی کشور و رشد محصول داخلی خام) تنظیم شود) باشد.
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین احکام واضح برای بازنشستگان آسیبدیده و دارای شرایط خاص (مثلاً بازنشستگان که به دلیل بیماری أو عجز قادر به کار نیستند یا بازنشستگان که در Sectores باپایین coverage کار کردهاند) باشد تا در محاسبه مشابهسازی مزایای اضافی دریافت کنند.
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین احکام واضح برای شفافیت و دسترسی (مثلاً ایجاد یک پورتال آنلاین تحت وب و موبایلی که Individuals بتوانند از طریق آن وارد شوند و ببیند contributiones خود، pensione محاسبه شده، و وضعیت پرداخت، و یک سامانه ilmoituksia که Individuals را در مورد هرگونه تغییر در وضعیت pensione او آگاه کند) باشد.
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین احکام واضح برای نظارت و مسئولیت (مثلاً ایجاد یک独立採監機関 تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل نظارت بر اجرای قانون، ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit، و توصیه به اصلاحات لازم در صورت بروز هرگونه anomalye باشد) باشد.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهبهروزرسانی و تکمیل قوانین موجود برای انطباق با قانون-أساس یکپارچه بود. در حال حاضر، حتی اگر یک قانون-أساس یکپارچه تصویب شود، ممکن است قوانین موجود (مثلاً قوانین خاص برای Sectores مختلف، مصوبات و Instructions مجلس و دولت) با آن در تعارض باشند یا فضاهای خالی باقی بگذارند که میتوانند منجر به عدم overeenkomst و عدم عدالت شوند.
در این زمینه،代表们 تأکید کردند که لازم است که یکкоманда حقوقی تحت نظر وزیر حقوق (مثلاً یک дирекция законодательного обеспечения или یک سازمان تحت نظر آن) ایجاد شود که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- بررسی و تأیید انطباق قوانین موجود (مثلاً قوانین خاص برای Sectores مختلف، مصوبات و Instructions مجلس و دولت) با قانون-أساس یکپارچه.
- توصیه به اصلاحات لازم در قوانین موجود برای انطباق با قانون-أساس یکپارچه (مثلاً تغییر یا حذف احکامی که در تعارض با قانون-أساس یکپارچه هستند یا تکمیل فضاهای خالی که قانون-أساس یکپارچه couvre نمیکند).
- ارائه راهنمایی واضح به Sectores و نهادهای مرتبط درباره چگونه قوانین موجود را بهروزرسانی و تکمیل کنند تا با قانون-أساس یکپارچه انطباق یابند.
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de atualização das leis setoriais no sistema de previdência social da Chile é. درشیلی، پس از تصویب یک قانون-أساس یکپارچه برای نظام تامین اجتماعی (مثلاً Ley No. ۲۰.۲۵۵ que crea el Sistema de Pensiones), یکкоманда حقوقی تحت نظر وزیرJustice ایجاد شد که وظیفتش شامل بررسی و تأیید انطباق قوانین Sectores مختلف (مثلاً قوانین برای کارکنان دولت، کارگران przemysłowych، و کارکنان خدمات) با قانون-أساس یکپارچه بود و در صورت لزوم، توصیه به اصلاحات لازم داد تا انطباق یابند.
در سامانهشیلی، وجود یکкоманда حقوقی تحت نظر MinisterJustice نه تنها به تسهیل انطباق قوانین موجود با قانون-أساس یکپارچه کمک کرده است، بلکه به Sectores و نهادهای مرتبط اطمینان داده که قوانین موجودشان در حال بهروزرسانی و تکمیل هستند تا با قانون-أساس یکپارچه انطباق یابند و این میتواند اعتماد به سامانه را افزایش دهد.
در کشور ما، اگرچه ایجاد یکкоманда حقوقی کامل مثلشیلی ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای finanzi و técnicos باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یکкоманда حقوقی semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- یک komanda حقوقی تحت نظر وزیر حقوق (مثلاً یک дирекция законодательного обеспечения یا یک سازمان تحت نظر آن) که وظیفتش شامل موارد زیر باشد:
- بررسی و تأیید انطباق قوانین موجود (مثلاً قوانین خاص برای Sectores مختلف، مصوبات و Instructions مجلس و دولت) با قانون-أساس یکپارچه.
- توصیه به اصلاحات لازم در قوانین موجود برای انطباق با قانون-أساس یکپارچه (مثلاً تغییر یا حذف احکامی که در تعارض با قانون-أساس یکپارچه هستند یا تکمیل فضاهای خالی که قانون-أساس یکپارچه couvre نمیکند).
- ارائه راهنمایی واضح به Sectores و نهادهای مرتبط درباره چگونه قوانین موجود را بهروزرسانی و تکمیل کنند تا با قانون-أساس یکپارچه انطباق یابند.
یک نکته دیگر که در بحثها مطرح شد، نیاز بهتعیین Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه بود. در حال حاضر، حتی اگر یک قانون-أساس یکپارچه تصویب شود، ممکن است در آینده نیاز به تغییرات یا اصلاحات در آن باشد (مثلاً به دلیل تغییرات در دیموگرافیک، ساختار اقتصادی، یا پیشرفتهای فناوری) و بدون یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح، ممکن است فرآیند تغییر و اصلاح به صورت تأخیرناپذیر، ناعادلانه، یا تحت تأثیر تمایلات políticos انجام شود.
در این زمینه،대표们 تأکید کردند که لازم است که یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه در خود قانون-أساس یکپارچه تعیین کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- تعیین یک Mekanismus ارائه پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً یک فرآیند claro y transparente donde los individuos, Sectores, y organizaciones pueden presentar propuestas de cambio y reforma).
- تعیین یک Mekanismus بررسی و تأیید پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً یک komisión independiente bajo la mirada del Consejo que evalúa las propuestas de cambio y reforma basándose en evidencia y análisis objetivo).
- تعیین یک Mekanismus تصویب تغییرات و اصلاحات (مثلاً یک رأی в большинстве в مجلس حیث یتم الموافقه على التغییرات والإصلاحات المقترحه).
- تعیین یک Mekanismus نشر و exécuter تغییرات و اصلاحات (مثلاً یک فرآیند claro y transparente donde las cambios y reformas aprobadas se publican y se ejecutan).
یکنمونه بینالمللی که میتواند الهامبخش باشد، trajectória de reforma constitucional da Alemanha é. در آلمان، پس از reunificación، یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون اساسی (مثلاً Grundgesetz) در خود قانون اساسی تعیین شده است که شامل:
- تعیین یک Mekanismus ارائه پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً ein Verfahren donde los ciudadanos, los Länder, y el Gobierno federal pueden presentar propuestas de cambio y reforma).
- تعیین یک Mekanismus بررسی و تأیید پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً ein Bundesverfassungsgericht que evalúa las propuestas de cambio y reforma basándose en evidencia y análisis objetivo).
- تعیین یک Mekanismus تصویب تغییرات و اصلاحات (مثلاً ein Zweidrittelmehrheit فی Bundestag و Bundesrat حیث یتم الموافقه على التغییرات والإصلاحات المقترحه).
- تعیین یک Mekanismus نشر و exécuter تغییرات و اصلاحات (مثلاً ein Bundesgesetzblatt donde los cambios y reformas aprobadas se publican y se ejecutan).
در سامانهآلمان، وجود یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون اساسی نه تنها به تسهیل تغییر و اصلاح عادلانه و شفاف کمک کرده است، بلکه به Individuals، Sectores، و سیاستگذاران اطمینان داده که هرگونه تغییر یا اصلاح در قانون اساسی بر پایهٔevidence و تحلیل objektif انجام میشود و نه تحت تأثیر تمایلات politiques یا مزایای خاصی گروه خاصی.
در کشور ما، اگرچه تصویب یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه مثلآلمان ممکن است به دلیل ساختارederal، موجودیت предшествующих систем، و محدودیتهای legislatif و politici باشد، اما میتوان از اصول آن الهام گرفت و سعی کرد تا یک Mekanismus واضح semi-integrated یا یک سامانه تنسیق قوی ایجاد کنیم که شامل موارد زیر باشد:
- تصویب یک قانون-أساس تحت نظر مجلس که وظیفتش شامل تعیین یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه (مثلاً یک Mekanismus واضح و شفاف که شامل موارد زیر باشد:)
- تعیین یک Mekanismus ارائه پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً یک فرآیند claro y transparente donde los individuos, Sectores, y organizaciones pueden presentar propuestas de cambio y reforma).
- تعیین یک Mekanismus بررسی و تأیید پیشنهادات تغییر و اصلاح (مثلاً یک komisión independiente bajo la mirada del Consejo que evalúa las propuestas de cambio y reforma basándose en evidencia y análisis objective).
- تعیین یک Mekanismus تصویب تغییرات و اصلاحات (مثلاً یک رأی в большинстве в مجلس حیث یتم الموافقه على التغییرات والإصلاحات المقترحه).
- تعیین یک Mekanismus نشر و ejecuter تغییرات و اصلاحات (مثلاً یک فرآیño claro y transparente donde las cambios y reformas aprobadas se publican y se ejecutan).
در پایان بحثها،representatives یکmotins مشترک را verabschiedeten که در آن درخواست شد که:
- وزارت حقوق موظف باشد تا در مهلت یک سال، یکتحلیل جامع حقوقی از نظام تامین اجتماعی فعلی انجام دهد و گزینههای مختلف برای تقویت مشابهسازی و عدالت (مثلاً تصویب یک قانون-أساس یکپارچه، بهروزرسانی و تکمیل قوانین موجود، و تعیین یک Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه) را بررسی کند و نتایج آن را به مجلس ارائه دهد.
- وزارت حقوق موظف باشد تا در مهلت شش ماه، یکкоманда حقوقی تحت نظر آن ایجاد کند که وظیفتش شامل بررسی و تأیید انطباق قوانین موجود با قانون-أساس یکپارچه، توصیه به اصلاحات لازم در قوانین موجود برای انطباق با قانون-أساس یکپارچه، و ارائه راهنمایی واضح به Sectores و نهادهای مرتبط باشد.
- وزارت حقوق موظف باشد تا در مهلت سه ماه، یکMekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه تحت نظر مجلس ایجاد کند که وظیفتش شامل ارائه پیشنهادات تغییر و اصلاح، بررسی و تأیید پیشنهادات تغییر و اصلاح، تصویب تغییرات و اصلاحات، و نشر و exécuter تغییرات و اصلاحات باشد.
- یک独立採監機関 تحت نظر مجلس (مثلاً یک کمیسیون ویژه یا یک سازمان نظارتی) ایجاد شود تا نظارت بر انجام تحلیل حقوقی، ایجاد komanda حقوقی، تعیین Mekanismus واضح برای تغییر و اصلاح قانون-أساس یکپارچه، و ارائه گزارشهای شفافانه به Öffentlichkeit داشته باشد.
اینmotins توسط اکثریت representatives تأیید شد و امید است که در پی آن، قوانین و مقررات تامین اجتماعی در کشور بتواند به یک سامانه更加一貫、公平، و可持续转变 که بتواند مشابهسازی حقوق بازنشستگان را به صورت عادلانه، شفاف، و پایدار اجرا کند.
در بخش بعد، به بررسی نیاز بهتحولات در ثقافه و رفتار برای بهبود podobleness و مشارکت درsimilarity میپردازیم.
“}
🔗 بیشتر بخوانید: جزییات افزایش فوق العاده حقوق بازنشستگان_آفتاب وطن