نظریهپردازی در عصر کلانداده و هوش مصنوعی: پایان نیافته، متحول شده است
به گزارش خبررسان، عبدالحسین کلانتری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با بیان اینکه نظریهپردازی پایان نیافته بلکه تحول عمیقی را تجربه میکند، افزود: داده و ماشین و مدل و الگو به تنهایی و بدون نظریه کافی نیستند. وی در تشریح نسبت میان فلسفه، نظریه و مشاهده اظهار کرد: فلسفه مبنای تکوین نظریه است و نظریه ساختمانی عقلانی برای تعریف مفاهیم و تبیین پدیدهها، در حالی که مشاهده داده تولید میکند و به نظریه اعتبار میبخشد.
هیچ دادهای خام نیست
کلانتری با تأکید بر تمایز میان مشاهده و داده گفت: مشاهده عملی هدفدار است، اما داده ترجمه فنی و پردازششده مشاهده است. هیچ دادهای خام نیست و تمام دادهها نتیجه انتخابهای نظری و فنی هستند. داده، ولو مخفیتر از مشاهده، آبستن نظریه است.
سه رویکرد در نظریهپردازی
وی به سه رویکرد استقرایی (از مشاهده به تعمیم)، قیاسی (از نظریه به آزمون) و ابداکتیو (آمد و شد میان نظریه و مشاهده) اشاره کرد و بیان داشت: باید از بازی مرغ و تخممرغ پایان داد و از تلاقی این سطوح به بهترین فهم از واقعیت برسیم.
تغییرات عصر کلانداده و هوش مصنوعی
انبوهی از حسگرها، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای خدماتی حجم و سرعت تولید داده را به صورت نمایی افزایش دادهاند. کلانداده امکان چرخش محاسباتی، شبیهسازی، مدلسازی عاملمحور و دوقلوهای دیجیتال را فراهم کرده است. هوش مصنوعی الگوهایی را شناسایی میکند که ذهن انسان قادر به پردازش آنها نیست و به پیشبینی بیسابقهای منجر شده است.
ادعای «پایان نظریه» و نقد آن
کریس اندرسون در ۲۰۰۸ مدعی شد مدلهای مبتنی بر داده جایگزین نظریه میشوند. کلانتری این دیدگاه را نقد کرد: مدلها و الگوهای برآمده از کلانداده توان تفسیر وقایع را ندارند، همبستگی را نشان میدهند نه علیت را، و الگوریتم نمیتواند معنا را دریابد. الگوی داده بدون توجه به زمینه و متن بیمعنی است و نظریه است که به زمینه و متن توجه میکند.
نظریهپردازی متحول شده، نه منقضی شده
نظریههای سنتی محدودیتهایی داشتند که هوش مصنوعی بسیاری از آنها را حل کرده است، اما نظریهپردازی مبتنی بر خلاقیت بشر کماکان رهگشاست. پاسخ واقعبینانه این است که نظریهپردازی پایان نیافته، بلکه متحول شده است. داده و ماشین بدون نظریه کافی نیستند و نظریه هم بینیاز از کلانداده نخواهد بود.
چهار مرحله نظریهپردازی در عصر جدید
کلانتری چارچوبی چهار مرحلهای ارائه داد: ۱) اکتشاف: بررسی کلانداده، شناسایی الگوها و طرح سوالات جدید. ۲) تبیین: پرسش چرایی الگو، به کارگیری مفاهیم و نظریهها و ساخت فرضیهها. ۳) آزمایش و تصحیح: بازآزمایی فرضیه با دادههای جدید، مقایسه مدلها و اصلاح نظریه. ۴) معناسازی: بررسی پیامدهای عملی، اخلاقی و اتصال دانش به دانش موجود. این مراحل یک چرخه بازتکراری از تلاقی داده و نظریه را تشکیل میدهند.